درباره هستی من




Monday, April 21, 2003

٭
يه ميز كامپيوتر جمع و جور،
كه يه كامپيوتر روشه،
يه چراغ مطالعه،
يه speaker،
يه تلفن،
يه زير سيگاري پراز فيلتر سيگار كه بعضي از فيلترهاش رنگيه،
بعضي هاش هم سفيد سفيده،
يه آدم داغون،
خسته،
ضعيف،
ترسو،
بي حوصله،
بداخلاق،
كه
نمي دونه از زندگي چي مي خواد،
نمي دونه چه طوري مي شه شاد بود،
نمي دونه چه طوري ميشه رها بود،
نمي دونه چه طوري مي تونه يه خونه تكوني تو مغزش بكنه،
پشت اين ميز نشسته،
هر از گاهي يه فيلتر به فيلترهاي توي زير سيگاري اضافه مي كنه،
اينرسي اش به شدت زياده،
تمام روحش زخم خورده است،
تمام اعضاء صورتش از تو كش مي يان،
چند روزيه كه با آينه قهره،
چند روزيه كه با همه قهره،
چند روزيه كه با خودش هم قهره،
دلش مي خواد هر چي كه دم دستشه خورد و له كنه،
همه چي رو نابود كنه،
خلاصه اين آدمه خيلي بهم ريخته.




0 Comments:

Post a Comment

<< Home

........................................................................................