درباره هستی من




Thursday, May 22, 2003

٭
اون اشکها کجان؟
اون اشکهایی که تا یه چیزی می شد شروع می کردن ریختن روی گونه هام!
اون بغض ها کجان؟
اون بغضهایی که تا یکی یه چیزی می گفت می یومدن تو گلوم و راهش رو بند می آوردن!
اون دوستها کجان؟
اون دوستهایی که تا دلم می گرفت به صف می شدن و حالم رو خوب می کردن!
اون موزیک ها کجان؟
اون موزیک هایی که همدم من بودن و تنهایی هام رو پر می کردن!
اون کتاب ها کجان؟
اون کتابهایی که تا حس بد می یومد سراغم صدام می کردن و از حس بد نجاتم می دادن!
اون عشق کجاست؟
اون عشقی که هر روز به همه می دادمش و هر روز تو وجودم پررنگ تر می شد!
من یه عالمه گریه دارم ولی اشک هام گم شدن!
من یه عالمه حرف شنیدم ولی بغض هام گم شدن!
من یه عالمه دلم گرفته ولی دوست هام گم شدن!
من یه عالمه تنهایی دارم ولی موزیک هام گم شدن!
من یه عالمه حس بد دارم ولی کتاب هام گم شدن!
من یه عالمه آدم دارم که بهشون عشق بدم ولی عشقم گم شده!
من یه عالمه اون گمشده دارم!




0 Comments:

Post a Comment

<< Home

........................................................................................