درباره هستی من




Thursday, September 25, 2003

٭
صراحت یا تنبلی!
خیلی جالبه صراحت شده یه دستاویزی که باهاش نمایش قدرت بدم. اینکه همیشه رک و پوست کنده کثافت های توی مغزم رو بریزم بیرون و خودم ازشون خلاص شم. امروز می دونم که این صراحت از تنبلی ذهنم سرچشمه گرفته.
صداقت و سیاست دقیقا در مقابل هم قرار گرفته اند (برای من) یا باید با سیاستی خاص همه چیز رو پیش ببری یا باید صریح باشی. اون سیاست یه ذکاوت ذهنی لازم داره. اینکه بلد باشی کجا چی بگی و چه جوری بگی که بزنی به هدف. اون صراحت یه شهامتی می خواد که بتونی ذهنت رو بریزی بیرون بدون سانسور. که من سانسور هم دارم. یعنی نه صریحم و نه سیاستمدار. فقط یه نقاب شهامت رو دارم با خودم می کشم اینور و اونور. امروز می دونم که این صراحت شده یه گریز از تنبلی ذهنیم. وقتی مغزم حوصله نداره که بازی سیاست رو بکنه یکهو به یه راه حل جدید می رسه که اسمش رک بودنه! با این رک بودن، اولین اتفاقی که میوفته اینه که طرفت شکه می شه و بازیش برای چند ثانیه به تعویق میوفته چون باید خودش رو جمع و جور کنه. ولی در نهایت اینجا هم باز یه بازی ترسو مأبانه می کنی. اینکه توپ رو پرت می کنی تو زمین حریف و در آرامش می شینی تا ببینی چی کار می کنه باهاش. این خود ضعفه. اینکه بشینی ببینی طرف چی کار می کنه تا بتونی حرکت بعدیت رو بر پایه ی حرکات اون تنظیم کنی. این یعنی استقلال نداشتن در رفتار و اعمال. نمی دونم صریح بودن خوبه یا سیاست مدار بودن. فقط می دونم که اگه آدم بخواد یکی از اینها باشه باید دقیقا همون باشه. نه اینکه بین این دو بازی کنه.
این روزا وقتی بهم می گن تو خیلی صریحی اولین چیزی که به ذهنم می رسه اینه که پشت این شهامت قدرت نیست بلکه تنبلی هستش...




0 Comments:

Post a Comment

<< Home

........................................................................................