درباره هستی من




Sunday, November 16, 2003

٭
« زمان کش آمده! »

حتی بعد از کلی دعوا، داد و بیداد و گریه
می شه زمان کش بیاد و حرکت ساده سرت چند دقیقه طول بکشه
می شه نقش اون مرد فلج بر ویلچیر رو بازی کرد و ساعتها بر روی ویلچیر رقصید و لذت برد
می شه خودت، خودت رو از بیرون نگاه کنی
می شه یه فیلنامه نوشت و صحنه ها رو ساخت جوری که Alen Parker و Roger Waters برن لونگ بندازن
حتی می شه خدا رو خیلی نزدیک حس کرد و باهاش خیلی صمیمی حرف زد
می شه از ته دل خندید
می شه اوج لذت رو تجربه کرد
می شه با تمام وجود ترسید
می شه دچار توهم شد
و می شه کلی کار دیگه کرد به شرطی که بلد باشی چیکار باید بکنی
یادت باشه هر چیزی راهی داره
زمان کوتاه ِ
نمی تونه به خاطر تو همینطور کش بیاد
تا بجنبی وقتش سر اومده
شایدم اگه نجنبی وقتش سر بیاد




0 Comments:

Post a Comment

<< Home

........................................................................................