درباره هستی من




Sunday, December 28, 2003

٭
استفراغ

اولش به زلالی آب که نگاه می کنی، فقط چندش رو تجربه می کنی، کم کم اون آب رو تیره می بینی، حتی شاید حرکاتی گرداب مانند رو هم ببینی، تا اینکه اون تیرگی و گرداب کار خودشون رو می کنن و تو آشغالها رو می ندازی توی اون آب و تبدیلش می کنی به آب کثافت و این کار رو با درد، لذت و اشمئزاز ادامه می دی، وقتی دیگه با لذت از اون خفت نجات پیدا می کنی به فکر عوض کردن آ ب میوفتی و آب رو به امید رسیدن به زلالی اولیه عوض می کنی، ولي آب تفاله آشغالها رو با خودش همراه داره، اولش به دنبال زلالی هستی که کم کم تصاویر تولید شده توسط آن تفاله ها از زلالی آب جذاب تر می شه، خیره نشستی و زل زدی به اون همه توهمی که مبهوت کننده است و می فهمی که تماشا کردن تفاله ها می تونه جذاب باشه، کافیه متفاوت نگاهش کنی......




0 Comments:

Post a Comment

<< Home

........................................................................................