درباره هستی من




Saturday, March 06, 2004

٭



می خواستم بگم نرو! ولی خفه خون گرفتم...
می خواستم بگم باهات حال می کنم، ولی گفتم:« خیلی گهی!»
می خواستم بگم کاش همیشه پیشم بودی، ولی گفتم: « کاش تو بالشم بودی!»
می خواستم بگم تو رو خدا بهم زنگ بزن، ولی پرسیدم: « بهم زنگ می زنی؟»
درست مثل الان که می خوام بگم تو به خودت نگیر، ولی می گم: « هر غلطی دلت می خواد بکن!»




0 Comments:

Post a Comment

<< Home

........................................................................................