درباره هستی من




Tuesday, March 02, 2004

٭



من در زندگانیم کلی ایکاش دارم ...ایکاش هایی که دو ساعت می خوام بنویسمشون ولی نمی تونم!
ایکاش هایی که اگه نبودن بهتر بود... ایکاش هایی که اوج حماقت هستن... ایکاش هایی که حالم رو بهم می زنن!
نه اون بیچاره ها حالم رو بهم نمی زنن... من خودم حال خودمو بهم می زنم... همین روزا منو خودم باهام کتک کاریمون می شه..
دلم می خواد قیچی بگیرم دستمو موهام رو بکنم به اندازه یه بند ِ انگشت.. بعدش که همه شوکه شدن بخندم و بگم خوب مگه نمی دونین من کس خولم؟ آخه یه جوری باید حالی ملت کنم دیگه! بعدشم دلم میخواد Tatoo کنم.. اول از همه رو بازوم رو... یه پیرسینگ هم برای نافم. این طور می شم اون کسی که دوست دارم باشم.. اصلاً من دلم می خواد عجیب باشم... جوری که خودم هم متعجب بشم... مامانم می گه می خوای جلب ِ توجه کنی!!! خودم نمی دونم می خوام چی کار کنم ولی حال می کنم این ریختی باشم... من می خوام همیشه یا مست باشم یا های.. این طوری زندگیم یه جور ِ دیگه می شه... می شه همونی که دوست دارم باشه... مغزم تعطیل می شه و تازه شاید بتونم از زندگی لذت ببرم...




0 Comments:

Post a Comment

<< Home

........................................................................................