درباره هستی من




Wednesday, May 16, 2007

٭
شده تا حالا یک عمر
یعنی دقیقاً 14 سال یک لحظه رو تصور کنی
ولی وقتی که لحظه می رسه
تو تنها کسی باشی که بازی داده نشی؟

اینایی که می رن بنیان (خودم هم رفتم و تا ته جوگیری هم رفتم) یا می رن تو کار فنگ شویی یا از همین کس شعرا می گن کافیه که بخواهی و بری تو فضای امکانات چهار تام کلمه قلمبه می گن که خودشونم دقیقاً نمی دونن یعنی چی، مثل کانتکست که گاهی حتی غلط ازشون استفاده میکنن، اینا گه زیادی می خورن


وقتی یه چیزی رو خیلی می خوای ولی بحث اختیار مطرح نیست باید چی کار کنی؟

من لبخند زدم ولی در درون زار زار گریه کردم

انسان به امید زنده است هم راسته ها
من چندین ماه بود که در تخیلاتم تصویر سازی می کردم و خوش بودم
حالا هم تصویر سازی جدید شروع شده
من همیشه در رویاهام زندگی می کنم
رویاهایی که دروغین هستند

رو آن ربابی را بگو
مستان سلامت می کنند




2 Comments:

Anonymous Reformule' said...

yeki yebar behem goft...hamechiz jabre va faghat bayad kenar oomad..ma hamamoon chizaee hastan ke kheili mikhaym vali nemishe va majboorim kenar byaym..albatte vaghean daghun mishim harcheghadram ghavi bashim..
this is fuckin' life..

1:08 PM  
Anonymous mahsa said...

salaaaaaaaaaaam

are
ye tasviri misazi va modat ha behesh fekr mikoni ,
hata zamanesho ba ye roz khas , masalan tavalodet fit mikoni, dige hame chiiiiiiz doroste mage na?

vali....

ahhhh
chegadr zendegi sakhte

bikhial

5:08 PM  

Post a Comment

<< Home

........................................................................................