درباره هستی من




Saturday, May 19, 2007

٭
معرفت سال هاست از شهر ما رفته

خیلی احمقانه هستش که یک آدمی لج بکنه! خودش هم بدونه که داره لج احمقانه می کنه ولی نتونه جلوش رو بگیر
من لج احمقانه کردم و به هیچ وجه هم نتونستم جلوش رو بگیرم
این وحشی بازی های من از کجا میان
تیشه به ریشه زدن و داغون کردن شده یه عادت
بد شدم
اونقدر بد که خودم آگاهانه به بد بودنم ادامه می دم و هیچ تلاشی هم برای تغییرش نمی کنم




1 Comments:

Blogger Joshua said...

Hey, so nice to have found this blog of yours, so interesting. I sure hope and wish that you take courage enough to pay me a visit in my PALAVROSSAVRVS REX!, and plus get some surprise. My blog is also so cool!

6:38 PM  

Post a Comment

<< Home

........................................................................................