درباره هستی من




Tuesday, August 05, 2008

٭
عشقم اومده شور و هیجان نوشتن را دوباره در من زنده کرده!
-------------
من یه روزی برای خودم گهی می شم
-------------
می شه من به این رئیسم بگم خفه شو ... خانم؟
-------------
من می خوام تغییر کنم، بوی گند سکون داره میاد.
-------------
جالبیش اینه که باید برگردم به عقب
-------------
دنده عقب




6 Comments:

Anonymous Reformule' said...

vakhti miai shoore zendegi miad..sepasgozaram az neveshtanet

1:31 AM  
Blogger Raha said...

bande ham be nobeye khodam sepaasgozaaram ;)

8:49 PM  
Anonymous Kaveh said...

Still alive , ha? howZ life mate ?

6:12 PM  
Anonymous baltazar said...

من یه ادم خاص هستم نمیدونم چرا الان یه مدت میام تو اینجور وبلاگها اینقدر هم ذهن پر که نمیتونم بنویسم .
ماها احمقهای خوبی هستیم

9:07 PM  
Anonymous چشمان نخفته در گور said...

نظرهای3-2 تا نوشته های قبلی رو خوندم دیدم خیلی ها مثل اینکه مثل من بعد از مدت های مدید دوباره اومدن این طرف ها! داشتم تو وبلاگ های قدیمی می چرخیدم از وبلاگ ماهی در لامینور رسیدم اینجا و یکهو یادم اومد که 4-3 سال پیش چقدر به اینجا سر می زدیم!

1:52 AM  
Anonymous mahsa said...

dande aghaaaaaaaab, ro be jolo !!!!

age tagiir kardi be ma ha ham bego chejori az in mordab sokon darrafty

5:10 PM  

Post a Comment

<< Home

........................................................................................